راههای برون رفت از بحران معنای زندگی از دیدگاه فارابی

نوع مقاله : Original Article

نویسنده

چکیده

چکیده
این مقاله به بررسی راه‌های برون‌رفت از بحران معنای زندگی در جهان معاصر از منظر فلسفه فارابی می‌پردازد. نویسنده ابتدا عوامل متعدد بی‌معنایی را شناسایی می‌کند که شامل افول متافیزیک و دین، گسترش مادی‌گرایی و سکولاریسم، فردگرایی، تکثر ارزش‌ها، ناکارآمدی نظام‌های سیاسی-اجتماعی و بحران هویت است. سپس، با استناد به نظام فکری جامع فارابی، راهکارهایی برای مقابله با این بحران ارائه می‌دهد. از دیدگاه فارابی، معنای زندگی در دستیابی به «سعادت» نهایی نهفته است که از طریق تلفیق حکمت نظری (به ویژه مابعدالطبیعه و الهیات) و حکمت عملی (اخلاق و سیاست) حاصل می‌شود.
فارابی با ارائه برهان‌های استوار عقلی، جایگاه خدا و متافیزیک را در مقابل چالش‌های الحاد علمی و فلسفی تثبیت می‌کند و نشان می‌دهد که علوم تجربی، هرچند مفید، اما برای درک معنای نهایی زندگی کافی نیستند و باید در خدمت معرفت الهی قرار گیرند. همچنین، نقش انسان به عنوان موجودی مختار و مسئول در ساخت «مدینه فاضله»، جایگاه اخلاق و هنر (به ویژه موسیقی) به عنوان ابزارهای تربیت روحی و هماهنگی جامعه، و نگاه جامع به وجود انسان (ترکیب جسم و روح) از دیگر راهکارهای کلیدی فارابی برای مقابله با بی‌معنایی هستند. در نهایت، مقاله نتیجه می‌گیرد که بازخوانی فلسفه فارابی می‌تواند الهام‌بخش راهکارهای عمیق و عملی برای بازیابی معنا و سعادت در زندگی فردی و اجتماعی انسان معاصر باشد.

کلیدواژه‌ها